راز هستی_ در این شعرخوب فکر کنید که مولوی چه می خواهد بگوید؟؟
این جهان کوه است و فعل ما ندا/از نداها سوی ما آید صدا
ای برادر تو همه اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه ات گل گلشنی/ ور بود خاری تو هیمه گلخنی
+ نوشته شده در ساعت توسط علی دهقانی
|
غنچه با دلی گرفته گفت:زندگی لب ز خنده بستن است، گوشه ای درون خود نشستن است...